تنهایی سخته به خدا
به یاد داشته باش هر وقت دلتنگ شدی به اسمان نگاه کن . کسی هست که عاشقانه تورا مینگرد و منتظر توست. اشکهای تورا پاک میکند و دستهایت را صمیمانه میفشارد. تورا دوست دارد فقط بخاطره خودت و اگر باور داشته باشی می بینی ستاره ها هم با تو حرف میزنند. باور کن که با او هرگز تنها نیستی می سازیم دنیایی بس کوچک برای خود با چند دل خوشی ساده و آن را محکم در آغوش می گیریم مبادا بادی بیاید و قطعه ای از آن را بردارد خوشا به حال آنان که دنیایی بی دیوار دارند که حتی باد های دیوانه هم نمی توانند چیزی از آن کم کنند احساس می کنم که اکنون، دوباره آدم شده ام درخت سیب می خواهم و ابلیسی تازه نفس اگه دلم تنگ ميشه خيلي برات منو ببخش اگه نگام گم ميشه تو شهر چشات منو ببخش منو ببخش اگه شبا ستاره ها رو مي شمارم اگه همش پيش همه بهت ميگم دوستت دارم منو ببخش اگه برات سبد سبد گل مي چينم منو ببخش اگه شبا فقط تو رو خواب مي بينم منو ببخش اگه تو رو مي سپارمت دست خدا اگه پيش غريبه ها بجاي تو ميگم شما منو ببخش اگه واسه چشماي تو خيلي كمم تو يه فرشته اي و من خيلي باشم يه آدمم منو ببخش اگه فقط مي خوام بشي مال خودم ببخش اگه كمم ولي زيادي عاشقت شدم .... ببين چشمام پوره اشکه چه کنم دوريت خيلي سخته ببين دارم مي نالم اخه طاقته دوريت رو ندارم ببين صدام مي لرزه اخه تو رو ندارم دلم هواتو کرده چشمام دنبالت مي گرده چشمام مي خواد ببينه اوني که دوسش دارم لبخند رو لباش بشينه مداد رنگی ات را بردار دلم گرفته!!! از آدمایی که میگن دوستت دارم اما معنی شو نمیدونن... از آدمایی که میخوان مال اونا باشی اما خودشون مال تو نیستن... از اونا که زیر بارون برات میمیرن اما وقتی آفتاب میشه همه چی یادشون میره... پامو از این قایق پوسیده بیرون میذارم، روز تولدت شد و نيستم اما كنار تو تولدت مبارک سلام مهربون



که شبنم آیتی از پاک بودن را
به گل ها
هدیه می بخشید
به آن محراب
پاکش آرزو کردم برایت
خوب دیدن
خوب بودن
خوب ماندن را



برای گریه کودکی فقیر
سکه ای بکش طلایی
برای نگاهی خاموش و منتظر
جوانمردی نقاشی کن با سلاح راستی
مداد رنگی ات را بردار
و برای پنجره ابری من
دست هایی بکش آفتابی
در سرزمینی که باران را سراب می پندارند
تو قطراتی نقاشی کن همان مروارید
مداد رنگی ات را بردار و آسمان را
در پناه دو رنگ نقاشی کن
مداد رنگی ات را بردار...
روی آب راه میرم تا ساحل ،
باور راه رفتن روی آب رو
به تحمل وحشت هرلحظه فروپاشی این قایق ترجیح میدم.
تو اگر میخواهی بمون
من دل به دریا زدم
رویایی دارم
سایه کسی رو در دوردست دیدم.
...
یک دعا :
خدایا کمکم کن چالشهامو با شادی و حضور تو بگذرونم .
كاشكي مي شد كه جونمو هديه بدم براي تو
درسته ما نميتونيم اين روز و پيش هم باشيم
بيا بهش تو رويامون رنگ حقيقت بپاشيم
ميخوام برات تو روياهام جشن تولد بگيرم
از لحظه لحظه هاي جشن تو خيالم عكس بگيرم
من باشم و تو باشي و فرشته هاي آسمون
چراغوني جشنمون، ستاره هاي كهكشون
به جاي شمع ميخوام برات غمهات و آتيش بزنم
هر چي غم و غصه داري يك شبه آتيش بزنم
تو غمهات و فوت بكني منم ستاره بيارم
اشک چشاتو پاک کنم نور ستاره بكارم
كهكشونو ستاره هاش درياو موج و ماهياش
بيابونا و بركه هاش بارون و قطره قطره هاش
با هفت تا آسمون پر از گلاي ياس وميخک
با ل فرشته ها و عشق و اشتياق و پولک
عاشقتو يه قلب بي قرار و کوچک
فقط مي خوان بهت بگن :.
.
.
شبنم جون
نگران چی هستی؟
توکل کن به اون لطیف بزرگ وبا اطمینان کامل حرکت کن.
ومثل اون کوهنورد تنها نباش که یک روز توسرما وبرف زمستون
به سراغ کوه بلند رفت تا ازش بالا بره.
آخه اون بین راه در تاریکی شب لیز خورد وبه پایین پرتاب شد ولی ناگهان طناب دور کمرش محکم شدوبین زمین وآسمون معلق موند و با همه ی توان فریاد زد :
((خدایا کمکم کن))
واز آسمون صدایی شنید که :
((از من چه می خواهی؟))
گفت : ((نجاتم بده))
صدا پرسید :((باور داری میتونم نجاتت بدم))
گفت : ((البته که باور دارم.))
صدا پاسخ داد :((پس طناب رو پاره کن وبه من تکیه کن اطمینان داشته باش مراقبت هستم.))
مرد لحظه ای با خود اندیشید ولی به جای پاره کردن طناب محکم و دو دستی چسبید به اون.
چند روز بعد مردم کوهنوردی رو پیدا کردند که بدنش از طنابی آویزان بود وبه دلیل سرما زدگی مرده بود در حالی که فقط یک متر تا زمین فاصله داشت.
آره عزیز دلم تو همه مراحل زندگی به کسی توکل کن وتکیه کن که مراقبت باشه.
کسی که از همیشه در دسترس باشه همه جا جواب بده وقدرت پشتیبانی از تو رو داشته باشه.
و اطمینان واعتماد داشته باش که اون به طور حتم حمایتت میکنه.
پس بیا همت کنیم و بی دغدغه شروع کنیم.
آخه یک بزرگ مهربون هست که بتونیم بهش دلگرم باشیم.
نوشته ای از: شاهین فرهنگ
| Design By : Night Skin |


